سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
270
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
اگر جانى انگشت زائد و فرعى كسى را قطع كند يك سوّم ديه انگشت اصلى بعهدهاش مىآيد . و اگر آن را شل و فاسد نمايد دو سوّم ديه انگشت اصلى در ذمّهاش ثابت مىگردد . و اگر انگشت شل و فاسد را ببرد يك سوّم از ديه انگشت را بايد بدهد . شارح ( ره ) در ذيل [ و فى شللها ] مىفرماين : يعنى در شلل و فاسد نمودن انگشت مطلقا چه انگشت دست و چه پا اعم از آنكه انگشت ابهام بوده يا ديگر انگشتان باشد . و در دنبال [ و فى قطع الشّلاء الثلث ] مىفرماين : مقصود ثلثى است كه از ديه انگشت باقى مانده چه آنكه دو ثلث آن بواسطه شل شدن ساقط گرديده و باقيمانده صرفا يك سوّم ديه مىباشد كه در قبال قطع آن جانى مكلّف به پرداختش مىباشد اعمّ از آنكه انگشت خلقت و آفرينشش چنين بوده يا بواسطه جنايت جانى اينطور گرديده باشد . قوله : اى شلل الاصبع : مقصود آن است كه بواسطه جنايت قوّت از انگشت سلب شده و بدون نيرو بماند بطورى كه داراى حركت و فعاليّت نباشد . قوله : مطلقا : اعمّ از آنكه انگشت از پا بوده يا تعلّق به دست داشته باشد ، ابهام بوده يا غير آن باشد . قوله : ثلث ديتها : ضمير مؤنث به اصبع راجعست . متن : و في الظفر بضم الظاء المشالة و الفاء إذ لم ينبت ،